تبليغاتX
ادب و هنر ایذه _ شعر
بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت /خیزد از صحرای" ایزج "نافه ی مشک ختن
 

طرح

کبوترها

هر صبح از گلوی تو بال می گیرند

هرشام

بر پلک تو آرام

آزادی کبوتری ست

که از تو دانه می چیند

وحید کیانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:0  توسط وحید کیانی  | 

 

حبیب پیام

متولد ایذه
فوق لیسانس تاریخ معاصر
معاون فرهنگی هنری حوزه هنری استان خوزستان
مدرس دانشگاه
سر دبیر فصلنامه ی تخصصی شعر "نقطه"
مسئول صفحه ی شعر روزنامه ی نور خوزستان
عضو هیات موسس انجمن شعر اهواز
داور جشنواره های متعدد شعر از جمله :
جشنواره ی سراسری شعر کوتاه ، جشنواره ی استانی شعر بسیج و ...
دبیر نخستین همایش هم اندیشی هنر دینی سال 88
کارشناس ادبی بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس استان خوزستان

***

«تبار شناسي تاريخ1»

 

 شب و عمارت شاهي، شب و امير كبير


شب و شغال، شقاوت، شب و پرنده، كوير

 

شب است و بزم، وطن چون «كريم شيره‌اي» است


شده است شاه قجر، پهلوان معركه گير

 

به جان قبله‌ي عالم،‌ جدال عقل و جنون


تو را رسانده به بالا، مرا كشانده به زير

 

ميان اينهمه خنجر، ميان اينهمه زخم


نگو چگونه بمانم، نگو چگونه بمير


 
نگو كه قهوه‌ي قاجار مرگ تاريخ است


زنام روشن خورشيد جان تازه بگير

 

كتبيه‌ي رگ دستان عاشقان خوني است


شبي شنيده‌ام اين را خود از زبان امير

 

چقدر ساده به من گفت: مرگ را رد كن

 
چقدر ساده به من گفت: عشق را بپذير

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 16:4  توسط وحید کیانی  | 

افتخار آفرینی شاعران ایذه ای در سومین جشنواره ی شعر بختیاری

در بخش آزاد:

محدثه الماسی -  ایذه - رتبه دوم

افرا عسگریان - ایذه -  رتبه سوم

مریم موسوی -ایذه -  رتبه سوم

..................................................................................

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۲/۰۵/۸۸‬

فرهنگي. هنري. ادبيات
شهركرد- سومين جشنواره منطقه‌اي شعر محلي بختياري با عنوان تمدار بيت در شهرستان اردل با معرفي برترينها به كار خود پايان داد.

در بخش آييني زير ‪ ۳۰‬سال جشنواره تمدار بيت، علي مرادي، آرمان حدادي، رحيم جليلي و در بخش آزاد سليمه موسوي، محدثه الماسي -افرا عسگري،  مريم موسوي حايز رتبه برتر شدند.

در بخش آييني افراد بالاي ‪ ۳۰‬سال نيز زهرا گداپور، سيدعلي عدناني، اصغر محمدپور و در بخش آزاد احمد انصاري فهلياني و فريده چراغي ، مجيد تقي زاده و غدير عباسي و مجيد نگين تاج رتبه‌هاي برتر را كسب كردند.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي چهارمحال وبختياري و رييس اين جشنواره گفت:
اين جشنواره با حضور شاعراني از استانهاي چهارمحال و بختياري، لرستان، خوزستان، اصفهان، فارس ، كهگيلويه و بويراحمد برگزار شد.

داريوش رضواني افزود: ‪ ۵۰۰‬اثر توسط ‪ ۱۳۶‬شاعر در قالب دو بخش آييني و آزاد به دبيرخانه جشنواره ارسال شده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 21:41  توسط وحید کیانی  | 

نخستين جشنواره سراسري شعر كوتاه (پيامكي) دوشنبه 29 تير 88 با حضور مسؤولان استاني و شهرستاني در انديمشك با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان در مراسم اختتاميه اين جشنواره پيام مدير كل قرائت شد. در بخشي از اين پيام با يادآوري نقش انديمشك در روزهاي انقلاب و جنگ از اين شهر به مثابه ايستگاهي براي استقبال از رزمندگان جبهه‌ها و حركت‌هاي تبليغي و فرهنگي ياد شده و جديت و نوآوري هنر امروز انديمشك را برخاسته از همان روحيه دانست.

در بخش ديگري از اين پيام مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان با اشاره به پيوند توسعه فن آوري و توسعه ادبي از برگزاري چنين جشنواره‌اي در استان اظهار خرسندي كرد و حمايت خود را براي توسعه جشنواره اعلام كرد.

در ادامه مراسم بيانيه هيات داوران قرائت و برگزيدگان به شرح ذيل معرفي شدند:

مقام اول:

مقام اول جشنواره را به طور مشترك وحيد كياني از ايذه، شاهو رستمي از سنندج و علي‌اكبر رشيدي از اهواز كسب كردند.

مقام دوم:

هيات داوران هوشنگ ديناروندي از شوش و احمد دريس از آبادان را به عنوان نفرات دوم معرفي كردند.

مقام سوم:

احسان الهي‌فر از انديمشك، پروانه عزيزي‌فرد از اهواز و پروين آزادي‌مقدم از انديمشك مقام سوم جشنواره را از آن خود كردند.

همچنين در اين مراسم از فرزانه شهسواري از اليگودرز، اسماعيل اله‌دادي از بروجرد، علي‌اكبر لطفي از آبادان، پيمان سپهري از شوش، اسماعيل بسحاق از انديمشك، بهزاد بهادري از بهبهان، فاطمه بيرانوند از خرم‌آباد و داود مالكي از شوشتر تقدير شد.

گفتني است عباس عبادي، علي ياري ،بهمن ساكي و حبيب پيام داوري اين جشنواره را بر عهده داشتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 21:27  توسط وحید کیانی  | 

نه چشم های تو می گذارند

نه هق هق این شانه های بی چاره

که احساس کنم، دروغی

دستم را می گیرم جلوی چشمهام

و نبودنت را می بینم

که می خندد!

ندیده می شناسمت!

این جا،

همه چیز بی تو با من است

راستش را بخواهی

 همه جا که من هستم

تو نیستی...

و همه نمی دانند ا زکدام روز آمدنت شروع می شود

از آیینه

صبح ها،

سرت را بلند کن

جنگلی از حرف قد کشیده است.

حالا

دروغ بگو

تا باورت کنم

اما

تو هیچ حرف نمی زدی با من

فقط می گویی

هر کس حیات خانه شان درخت ندارد

زود می میرد

و تو می دانستی

حیات خانه ما

درخت ندارد...

ناهید فرهادنژاد
                                                   1378

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 20:54  توسط وحید کیانی  | 

 

 

می خواستم ولی نتوانستمش !نشد!

تا کی نصیب باد هوا باد هست ما
ایمان ندارداین قبیله ی آهوپرست ما!


"لیلا دوباره قسمت ابن سلام شد"
ای بشکند غرور تمنای دست ما!


جام از مدار سرخوش ساقی ربوده اند
 الکل گرفت بوی نفسهای مست ما
*
می خواستم ولی نتوانستمش! نشد !
لعنت به این عقیده ی بی پای بست ما


امشب دوباره نیل نگاهش مرا گرفت
آیا کجاست معجزه ی چوبدست ما؟!

محدثه الماسي
۸۳/۸/۱۱

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:0  توسط وحید کیانی  | 

 

طرح

در من آشیانه ای ست

پنهان در سکوت بلوط

به گنجشگ می اندیشم

به منقار مرگ...!

وحید کیانی

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 10:58  توسط وحید کیانی  | 

دلم چی آسمونا پر غواره

و جا بارون تش از اورا اباره

سوار باد ایا وا گرت لیله

لو او هشک و صخرا خین و خاره

---------------------

دل از دین تو کندم  غم نهامه

سر وار تو مندم  غم نهامه

ندارم طاقت دیریته ای گل

مو تا عهد نبندم  غم نهامه

--------------------

وری دل بار و بندیلا نبهسن

دلامون چی دل عاشق شکهسن

ز دست ای زمونه که گرهدم

ولا دی جا نمنده سی نشهسن

---------------------

نه چی اوری نه چی بارونی ای دل

نه چی منگشت و نه کارونی ای دل

نهادم زیر پا دنیانه دیندات

تو چی گنج که قارونی ای دل

وحید کیانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 19:57  توسط وحید کیانی  | 

185 اثر شعری به دبيرخانه سومين كنگره شعر «عروج» خوزستان ارسال شد

گروه ادب: 185 اثر شعری به دبيرخانه سومين كنگره شعر «عروج» خوزستان كه به مناسبت گراميداشت رحلت امام خمينی(ره)، در شهرستان ايذه برگزار خواهد شد، ارسال شده است.

«سهراب علی‌رضايی»، رييس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ايذه، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه خوزستان، با بيان اين مطلب عنوان كرد: سومين كنگره شعر «عروج» پانزدهم خرداد‌ماه سال‌جاری، ساعت 16 در تالار سيمرغ اين شهرستان برگزار می‌شود.

وی افزود: تاكنون 185 اثر از 60 شاعر خوزستانی در قالب‌های مختلف شعری و در موضوعات «سيره زندگی حضرت امام خمينی(ره)»، 100 اثر، «حضرت زهرا(س)» 45 اثر و «جوانان و ايثار» 40 اثر به دبيرخانه سومين كنگره شعر «عروج» ارسال شده است.

علی‌رضايی يادآور شد: شاعران علاقه‌مند برای ارسال آثار شعری خود تا 10 خرداد‌ماه سال‌جاری، مهلت دارند.

وی ادامه داد: «اميدوار عالی‌محمودی»، «وحيد كيانی» و «افرا عسكريان» داوری اين كنگره را بر عهده دارند و اسامی 20 شاعر را برای خوانش اشعار در كنگره معرفی می‌كنند.

علی‌رضايی تصريح كرد: اين كنگره از طرف اداره كل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن شعر ايذه و تمامی ارگان‌های اين شهرستان برگزار می‌شود.

...............................................................................................

سومين كنگره استاني "شعر عروج" در ايذه برپا مي‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان اين كنگره ساعت چهار عصر 15 خرداد 88 از سوي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و انجمن شعر ايذه در تالار سيمرغ اين شهرستان برگزار مي‌شود.

از ميان آثار ارسال شده 20 اثر از 20 شاعر برتر استان برگزيده شده‌اند.

مرتضي حيدري آل‌كثير، علي بهرامي، خيرالله محمديان و محدثه الماسي از جمله برگزيدگان اين كنگره هستند.

اولين دوره اين كنگره در سال 86 برگزار شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:29  توسط وحید کیانی  | 


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از حوزه هنري خوزستان،

*تدوين گزيده شعر 100 شاعر ايذه‌اي
مسئول انجمن شعر ايذه گفت: گزيده شعر 100 شاعر ايذه‌اي از 600 سال پيش تاكنون در حال گردآوري و تدوين است.
وحيد كياني افزود: اين مجموعه اشعار از طريق منابع موثق در حال گردآوري است و تاكنون 70 درصد آن آماده شده است.
وي هدف از اين اقدام را معرفي قابليت‌هاي شعر ايذه از ديرباز بيان داشت و اظهار اميدواري كرد اين مجموعه، منبعي براي ورود شعر پژوهان پيرامون شعر ايذه باشد.
كياني اظهار داشت: اين اشعار از منابع مختلف جمع‌آوري شده و محتواي اشعار شاعران ايذه‌اي از 600 سال پيش و معاصران ابوسعيد ابالخير تا جوانترين شاعر ايذه است كه متولد سال 1375 است.
وي اظهار اميدواري كرد اين مجموعه به‌زودي با همكاري حوزه هنري خوزستان چاپ شود.

...................................................................................

 به گزارش خبرگزاري کتاب ايران(ايبنا) به نقل از پايگاه خبري حوزه هنري

به‌کوشش مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان خوزستان، هفت مجموعه شعر و يک مجموعه داستان از شاعران و نويسندگان خوزستاتي منتشر شد.
از اين مجموعه شعرها مي‌توان " از کنار اين زندگي" سروده وحيد کياني و محدثه الماسي، " خسته" سروده محمود نائل، " پايتخت جهان" سروده مرتضي حيدري آل‌کثير و " چکامه‌هاي 50 سالگي" سروده مجيد زماني اصل را نام برد.
"من با طناب موافقم" سروده ناهيد فرهادنژاد، "شنبه تا دوشنبه‌هاي زمستاني" سروده محمد شريفي، "پنهان در محاق عاشقي" سروده احمدرضا کيماسي و مجموعه داستان "هر چه خواستيد اسمش را بگذاريد" نوشته عبدالرضا حياتي ديگر عناوين اين هفت مجموعه هستند.

شاعران و داستان ‌نويسان نامبرده از اعضاي مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان خوزستان هستند.

..............................................................................................

اهواز – خبرگزاری ایسکانیوز:

**گزیده شعر یکصد شاعر ایذه ای در حال تدوین است
گزیده شعر یکصد شاعر ایذه ای از 600 سال پیش تاکنون در حال گردآوری و تدوین است .
به گزارش "ایسکانیوز" وحید کیانی شاعر و سرپرست انجمن شعر ایذه با اعلام این خبر گفت : این مجموعه اشعار از طریق منابع موثق و توسط وی در حال گردآوری است و تا کنون 70 درصد آن آماده شده است.کیانی اظهار داشت : این تدوین به علت پراکندگی شعر شاعران ایذه ای درکتابهای مختلف ، پژوهشی است.
وی هدف از این کار را معرفی قابلیت های شعر ایذه از دیرباز عنوان کرد و افزود: این مجموعه ، منبعی برای ورود شعر پژوهان پیرامون شعر ایذه باشد .مسئول انجمن شعر ایذه تصریح کرد : از میان شاعران کهن ایذه در این مجموعه می توان به ایزجی ، یقظان ، واحد مال امیری ، بنجیر ، بنجیر ثانی ، سهامی و ملا قلعه سردی و از بین شاعران معاصر می توان به هرمز علیپور و حبیب پیام اشاره کرد .
وی گفت : این مجموعه به زودی با همکاری حوزه ی هنری استان خوزستان چاپ شود .کیانی خاطر نشان کرد : از این شاعر کتاب دیگری با عنوان "از کنار این زندگی " توسط حوزه ی هنری چاپ شده است و 5 خرداد ماه در گالری اشراق اهواز رو نمایی خواهد شد.

............................................................................

مجموعه‌های شعر و داستان هنرمندان خوزستانی منتشر شد
 
 

تازه هاي نشر: به کوشش مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری استان خوزستان، هفت مجموعه شعر و یک مجموعه داستان از شعرا ونویسندگان خوزستانی منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري شبستان به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری استان خوزستان مجموعه اشعار "از کنار این زندگی" سروده وحید کیانی و محدثه الماسی، "خسته" سروده محمود نائل، "پایتخت جهان" سروده مرتضی حیدری آل کثیر، "چکامه‌های50 سالگی" سروده مجید زمانی اصل، "من با طناب موافقم" سروده ناهید فرهاد نژاد، "شنبه تا دوشنبه‌های زمستانی" سروده محمد شریفی، ‌"پنهان درمحاق عاشقی" سروده احمدرضا کیماسی و مجموعه داستان "هرچه خواستید اسمش را بگذارید" نوشته عبدالرضا حیاتی را منتشر کرد.

گفتنی است، شاعران و داستان نویسان یاد شده ازاعضای مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری استان خوزستان هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:21  توسط وحید کیانی  | 

خوزستان

من جايي به دنيا آمدم

كه دنيا مرا شكوفا نمي خواست

- گلهايي كه در جهنم مي رويند-

ما بوديم!

 

جايي كه من به دنيا آمدم

كام كودكانش را با گلوله پر مي كردند

بچه هايش

به اميد سايه اي – سرپناهي

زير سينه ي تانك ها مي خزيدند

-گلهايي كه در جهنم مي رويند ما بوديم

 

با پرنده ها پرنده شدم

بر مناره ها نشستم

چه سوختن ها را ديدم

 

در بادها بادبادك شدم

و چه پر كشيدن ها را حس كردم

 

حالا

با زخمي به جاي مانده از آن روزها

پيكر  زخمي خوزستان را بر دوش مي كشم

و به اميد يافتن مرهمي

به اين سو و آن سو مي برم

چنانكه رستم سهراب را !

 

خوزستان!

شبها كابوس مي بيني و خوابت نمي برد

غروب ها يه نخلي تكيه مي زني و گريه مي كني

خدا چه خوابي برايت ديده بود – خوزستان-

 

پيكر زخمي اش را بر دوش مي كشم

حتي وقتي بميرم

خوزستان را در يك چمدان مي گذارم

و براي خدا هديه مي برم!

 

شمس رضوي - ايذه

...............................................................................

زندگی مدرن

 

بیا برویم اسپارتاکوس

اهواز

دیگر جای ما نیست

بیا برویم اسپارتاکوس

هیتلر با دمپایی بند انگشتی

سر قرار آمده است

لنین را آن دور ترها ببین

ریبون بر چشم در انتظار معشوقه اش

سنگ فرش نادری را لگد مال می کند

این جا برایمان جایی نیست

بیا برویم تخت جمشید

زار زار گریه کنیم

تا اشک هامان در خلیج همیشه پارس

به تعظیم کورش در آیند.

محسن مرادی

............................................................................................................

خلیج فارس
 
به اندازه ی تمام آبهای جهان

اشک در چشمان همیشه خیس ات،

حلقه می زند

وقتی که

شیپور مضحکشان

نام بلندت را

این چنین تباه می سازد

خلیج کوچک سرزمین کبیر!

تو پیش از آنکه خلیج باشی

فارس بوده ای!

کنون که این طراران غیر ،

تو را به غیر لقب کرده اند

چه هراس!

که تو پیش از آنکه خلیج باشی ،

پارس بوده ای

خلیج کوچک سرزمین کبیر،

خلیج فارس!

سروش کیانی

.................................................................................................

ايستگاه نو

 

تموم شدن فاصله ها

لحظه خوب آشتيه

بخند به روي زندگي

غصه نخور كي به كيه

 

غصه نخور كه زندگي

فرصت موندن نداره

هركي كه دس دس بكنه

جا مي مونه كم مياره

 

تو چند و چون زندگي

فرصت كافي نداره

اين پا و اون پا بكني

جا ميموني كم مياري

 

حسرت بيهوده نخور

تو نخ اين و اون نباش

خود پرنده باش بپر

تو فكر آسمون نباش

 

فاصله دستاي ما

قد يه بعله گفتنه

پاييز يه استگاه بود گذشت

ايستگاه نو شكفتنه

 

خنده تو براي من

يعني خود ارديبهشت

خدا براي من و تو

يه سرنوشت نو نوشت

 

دست من و بگير بيا

تموم شدن فاصله ها

لحظه خوب آشتيه

زندگي يعني خود ما

 

بهنام رضايي - ايذه

..................................................................................

   ...

از مرگ

از خط سفیدی

که تمام خطوط ارتباطی را قطع می کند

که خطوط ِ لبهایت را

                         برای شکفتن یک لبخند

از بمب

که بوی ِ خاکستری ِ اشک می دهد

از فلوجه

از غزه

که از قضا برادر مرگ است این روزها

از کشمیر ِ بریده از کشاکش جنگ

از خاور ِ بزرگ

با میانه اش

سرخ از خمپاره و خون و خنده های  خوف ِ عمو سام

چند سال

           چند قرن

                      چندین هزاره

از این خواب ِ هول می گذرد ؟

از فقدان انسان می گویم .

 

 محمد اسماعیل وندی

...................................................................................

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 12:21  توسط وحید کیانی  | 

۱

مهره ها را به هم بریز

بازی نمی کنم

در شطرنجی که تو ملکه اش نیستی!

۲

پلک نزن

محبوب من

دنیا مردد میماند

میان شب و روز!

۳

خمسه ی نظامی را می بندم

و نکاه میکنم

به چشمانت

به پیشانی ات

به موهایت

به دستانت

و به راه رفتنت

تولد خمسه ی جدید مبارک!

۴

ویرانه های مرا

با نگاهت زیر و رو کن زیبا

من محتاج یک ویرانی تازه ام!

شهاب الدین ایذه ای

...........................................................................

پرنده

به زبان هر چه پرنده

آشنای توام

بگو از کدام سمت بیایم؟!

که باد

سبزی درخت را از چشمهای تو نچیند

من

پر بسته تر از آنم

که حرفی بزنم

با این همه

بگو درخت های این شهر را قطع نکنند

احتمال پرنده شدن من

خیلی زیاد است!

زیبا کیانیان

...............................................................................

فرانسوا

شبیه هر چیزی که از دست میدهم

فرانسوا

پدرم در تو می خواند

حالا پشت در خانمی شبیه توست

عددی در من ضرب می شود

اما هنوز

فرانسه

که خواب رنگی من است

پیدا نیست

تا تو در باد بپرسی چرا

من خودم را به میخ اتاقت

آویزان می کنم!

ناهید فرهاد نژاد

............................................................................................

رونوشت

قرآن و آب و آینه و یک بغل بهشت

دارم عبور میکنم از مرز سرنوشت

چندیست در برابر خود داد میزنم

دلخسته ام از این همه آیینه های زشت

دستم نمک نداشت که حتی فرشته هم

تنها گناه چشم تو را پای من نوشت

این روزها دلم گرفته مثل مزرعه

هر لحظه زیر بارش درد است و زخم کشت

گفتم :که نقش عشق بکش در برابرم

تصویر تازیانه کشیدی به روی خشت!!

ای از تمام ثانیه ها یک قدم جلو

ای آنکه با غم تو خدا داده ام سرشت

من میروم ولی نکند بعد رفتنم

از روی این غزل بنویسند رونوشت!

افرا عسکریان

.................................................................................

 ۱

لازمه ی هر مرگی

که خنجر نیست

ببین چگونه دور از دستان تو

نامم بر سنگ می پوسد

باور کن

شفای نیستی به دم مسیحا نیست

به لبخنده ی تو

سر از خاک تیره بر می دارم.

۲

اگر دلت شکست و

شعر من اشارت کوچکی ست

بر آن زخم بزرگ

ملامتم مکن

که از تبار تن باختگانم.

۳

نمی دانم

اول شلاق به گرده ام زدند

یا تیر باران شدم

اما می دانم

که نام تو را به خدایان نگفته ام

چرا که نه خاک را می خواستم

نه آسمان را

ستاره های پیراهن تو را دوست داشتم

فقط ستاره های پیراهن تو را...

مهرداد احمدی

......................................................

ایذه

 ای شهر هزاره های تاریخ

ای دشت پر از شکوفه و گل

من هر چه که دارم از تو دارم

ای لهجه ی دل فریب بلبل

 

ای شور شگفت چشمه و گل

ای خشم زلال آبشاران

سر چشمه ی جان فزای" ریواس"

ای جلوه ی رود و چشمه ساران

 

ارامش شیرهای خفته

آرام من ای شگفت سامان

منظومه ی سربلند تاریخ

مجموعه ی بی بدیل" آنزان"

 

ای شور شبانه های مهتاب

"باوینه "  رخ  " چویل"  مضمون

ای دشت  شگفت  باستانی

در گرد و غبار و خاک  مدفون

 

جاری شده درطنین "کارون "

ای هرچه شکوه شاعرانه

گلبانک بلند سربلندی

مستوجب هرچه عاشقانه !

 

ای مشک ختن تنفس تو

از نافه آهوانه "ایزج "

ای شهرمن ای دیار خاموش

ای غربت جاودانه "ایذج"

 

ای شهرترانه های جاوید

آورد شکوه صد "اتابک"

تاریخ وتمام اعتبارش

خفته است به صخره های" الهک"

 

بر کله نهاده تاجی از برف

مانند عروس در دل دشت

ساییده سری به آسمان ها

با هیمنه ی غرور "منگشت"

 

اقلیم حماسه خیز ایذه

ای فر و شکوه باستانی

ای شوکت با شکوه عیلام

ای منزلت رفیع هانی

 

ای بغض شگفت مایه ی من

اندوه کتیبه های خاموش

اسطوره ی جاودانه ی مهر

نامت نشود زجان فراموش.

 

وحید کیانی

 

.....................................................................................................

 نشناختمت ! آه دلم وای نگاهم!

 ای گم شود این حافظه ی گاه به گاهم

 تبعید شدم بی خبر از سیب و درختش

 تفهیم نکردند چه بوده است گناهم

 در معرض یک حیرت گسترده ام ای قوم

 میدان بدهید از همه اطراف به آهم

 زیر سر بسیاری اتان است جنونم

 پشت سر بی تابی تان چشم به راهم

 ابلاغ من این زخم عمیق است اگر هست

 این بغض فرو خورده ی لال است گواهم

 دیروز سپیدار شدم صاعقه بارید

 امروز ببین کیستم این قدر سیاهم

 برخاستی و سبز شدم می شود ای خوب

 تکرار همین حادثه را از تو بخواهم

داریوش مرادی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 19:20  توسط وحید کیانی  | 

 

طرح يك

به كريستف كلمب بگوئيد :

از خير اين يكي بگذر

من جزيره اي دور

در اقيانوسي آرامم !

 

طرح دو

اي قطار

راهت را بگير و برو

نه كوه توان ريزش دارد

نه ريزعلي پيراهن اضافي !

 

طرح سه

هر كسي

يا شب مي ميرد

يا روز

من شبانه روز !

 

طرح چهار

در سلول انفرادي ام

جمعيتي ست

در سلول هايم

هزاران زندانبان !

 

طرح پنج

مادر

لالايي هايش را

من

كودكي ام را

در تو جا گذاشته ايم

گهواره سالهاي چوبي!

 

طرح شش

هر سنگ پرنده اي ست

جز بوسه به منقار ندارد

وقتي به سوي آزادي

پرتاب مي شود

 

طرح هفت

مادرم را بگوييد :

سر از خاك من بردارد

مرگ

آغوش مادرانه تري است!

 

طرح هشت

چون گلي

از دهان سنگ

سر بر مي آورم

قبرستان

بي بهار نمي ماند!

 

طرح نه

جنگ

فرصتي براي بمب خوشه اي ست

در اداره ي جهاد

پوشه اي ست!

وحید کیانی

................................................................................

باد از او به يغما برد هاي هاي و هو هو را

آنچنان كه صحرا گل، آنچنان كه گل بو را

آسمان به هم آورد رشته رشته بي تابي

تا هلال مه تابيد آن كمان ابرو را

خاك را به شب آميخت عشق را دمادم ريخت

تا چنين برآشوبيد آن دو چشم جادو را

پلك مي نهد بر هم تا جهان شود درهم

با اشاره مي گيرد از ستاره سو سو را

شروه شروه مي پيچد خوشه خوشه مي بافد

از نگاه او خورشيد بافه بافه گيسو را

از دل غزل خيزان از گلوي جام افتان

هيچكس نمي داند راز مستي مو را

صخره صخره موجا موج دلبرانه مي رقصد

دشتي شبانان و شروه هاي جاشو را

شاخه در كف دريا ريشه دست اقيانوس

در هواي اين بندر خوش گرفته پهلو را !

محدثه الماسي ـ ايذه

.................................................................................................................

وصیت

برای هرمز علی پور

 

جهان خیلی کوچک است

اگر ما قدم هایمان را

بزرگ برداریم

و مرگ

وسوسه لطیفی است

اگر از مالش دستانت

جنون و ابریشم

ببارد

افسوس نه ما می توانیم

پایمان را از گلیم خویش

درازتر کنیم

نه تو می توانی بیشتر از یک بار

پلک بزنی

پس تا فرصتی دیگر

مرا به حال خود بگذار

مرا به حال خود بگذار.

 

 

                                  ماشاءالله براتی

 

.....................................................................................................

فردين كوراوند

«روزنه ها»

روز از روزنه ها مي ريزد و

پرندگان خطي بر پيكر پراكنده اند

" به پروانه هاي صبح سلام كن

و قوس و قزح را در آغوش بگير

وصيت مي كنيم

كه چشم در چشم حقايق باشيم"

روز از روزنه ها مي ريزد و

شب در حواشي حاشاست

با راه راه ماه و

سپيده ي  مسلول

" در گردش عقربه هاي دريغ

بي زخم و زخمه ام نگذار

مرا به تيغ

به حريق

به هر چه مثل تو رفيق بسپار . "

 ......................................................

هرمز عليپور

«من و البرز»

امروز با كوه حرف مي زنم در راه

با خنده هاي مان كه مي رويم به يك زمين خاكي

كه مي رويم به دبيرستان ناصر خسرو

به نفت آباد

بعد كمرشكن هاي كه سيكل اول را

مي ريخت پهلوي دبيرستان

برمي گرديم به دوباره به اين زمين شهري

از مُحمره تا غروب چقدر مي توان

قدم زد راه رفت

يا بوته هاي چمن را علامت گذاري كرد

تا بگويم اي جوان زلف خنجري

ديوار روبروي آينده ي ترا دارد به فكر

يا به صداي مادران نزديك است

آوايي به اين دالان

به خورد من چه داده اند

اينجا انگار موزه اي است

با يك نفر ولي . . . .

 

 .......................................................................................

حبيب پيام

«با تنهايي تن ها»

از دار دنيا طناب مانده است برايم

و جا لباس كهنه ي درخت

به شب روي خوش نشان داده ام

به قفس

كه جاي ابرها در آن خالي ست

به تنهايي نياموخته

به تو به فنجان قهوه

با كلمات بزرگ شدم

با جنگ

كه آن را از بر نركرده ام

يك شب به گورهاي دسته جمعي دعوت شديم

آن وقت شاملو

با چشم خواب آلوده

كفش هاي سربازي طلب كرد

شب زيباست

وقتي مرگ

دهانش را به تو نزديك مي كند.

 ...........................................................................................

 كورش كياني قلعه سردي

«تفنگ سر به هوا»

وقتي تفنگ سر به هوا را خريده بود

خواب پرنده هاي زيادي پريده بود

هر روز با اشاره ي دستش كبوتري

در خون بي بهانه ي جفتش پليده بود

گاهي گوزن ماده پي خون كودکش

تا ابتداي دهكده با او دويده بود

از ترس عطسه هاي تفنگش هزار بار

خرگوش ترس خورده به سمتش رميده بود

پنجاه سال بعد كه چشمان خسته اش

بركاكل درخت كلاغي نديده بود

شب حين بازگويي افسانه ي شكار

با اينكه اشك روي لباسش چكيده بود

با تيغه هاي خوني شاخ گوزن پير

مثل پلنگ سينه ي خود را دريده بود

آن شب تب چكانده شدن داشت چون تفنگ

باروت چشمهاش ولي نم كشيده بود.

.............................................................................................

يونس نوروزي اولشي

«آخرين قرار»

بعد از تو عيد آمد و برگشت سال نو

ساعت دوباره يك قدم آمد سوي جلو

آن روزها كه من به تو مي كردم التماس

گفتي كه زود باش، از اينجا برو! برو!

يكسال بعد تا به اتاق تو سر زدم

عكس و شماره اي زتو جا مانده در كشو

مي خواستم شماره بگيرم كه ناگهان

از پشت خط صداي تو آمد الو . . . الو. . . !

ـ چندي سزاي هر عَمَلَم را چشيده ام


  آري هر آنچه كاشته ام كرده ام درو

ـ فردا كنار مدرسه ساعت شمار پنج

من مي روم براي خداحافظي بدو

تا آمدم حلال كنم دين خويش را

بوده اگر به گردن تو يك دو دانه جو

اما تو رفته بودي و در آخرين قرار

من ماندم و خيال تو و يك پياده رو.

.....................................................................................

 

مريم ( همه ناز ) موسوي

«اعتراف»

تو اي قرار لحظه هاي سخت بــي قراري ام

بگو چــرا بــه گريه ي شبانه مي ســپاري ام

اگر بـه داد دستــهاي مـن رســي، بــبين

 غزل چگونه مــي چــكد ز چشم جويباري ام

هميشه در سكوت خود هواي مرگ مي كنم

 چرا كه بعــد رفتنــت اســير بــد بيــاري ام

به التماس چشم من رسيده اي و بـاز هــم

ادامه مي دهي به ايــن جنون شب شماري ام

بــه احــترام نــام تـو شبي به آب مي زنم

 و تازه مي شوم از ايـن عبور بــي گــداري ام

دلم گواه مي دهد كه لابه لاي يــك غـزل

 تو اعتراف مي كني به اين كه دوست داري ام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 18:16  توسط وحید کیانی  | 

 

...

رد پاهایت

بر ساحل دریای سرخ

رد دست هایت

بر شاخه های ترد زیتون

رد اشک هایت

بر مزار کوچک کودکان غزه...

برای ماندن

باید تصوری زیباتر از مرگ داشت

آن گاه

که در هر مشتی سنگی می لغزد

و قدس

به پیشواز سپیده ای دیگر می رود

...

بر گور های برادرانم مویه می کنم

بر گورهای کودکانم می خوابم

تا دستی از آستین آسمان الخلیل بیرون بجهد

و تبر بارانی دوباره بیاغازد!

وحید کیانی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 21:20  توسط وحید کیانی  | 

 

۱

هر سنگ پرنده ایست

جز بوسه

به منقار ندارد

وقتی به سوی آزادی

                      پرتاب می شود!

۲

جنگ

مادرم را از من گرفت

پدرم

      زن گرفت!

۳

چون گلی

از دهان سنگ

سر بر می آورم

قبرستان

بی بهار نمی ماند!

۴

در سلول انفرادی ام

            جمعیتی ست

در سلولهایم

هزاران زندانبان!

وحید کیانی ـ ایذه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 18:19  توسط وحید کیانی  | 

دومین جشنواره شعر دفاع مقدس استان خوزستان با نام " از حنجره کارون " روز پنجشنبه، هفتم آذر 87، در تالار اجتماعات شورای اسلامی شهر اهواز برگزار شد.

 در این جشنواره حبیب سعید‌فرد، مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان خوزستان، خاطرنشان کرد: این کنگره‌ها در استان‌ها به این شکل تشکیل نمی‌شد و شعرا محفلی نداشتند تا اشعارشان را بخوانند. خوشبختانه به یمن تلاش‌های بنیاد مرکز حفظ آثار این فرصت در استان‌ها به وجود آمده و ما امروز دومین جشنواره شعر دفاع مقدس را برگزار می‌کنیم و امیدواریم این جشنواره‌ها بیش از پیش باعث معنا بخشیدن به اشعار شود.

او افزود:انتظار است که ما در استان‌ها بیش از پیش بتوانیم کارگاه‌های آموزشی را به منظور تعمیق اشعار جوانان اجرایی کنیم و در این جشنواره‌ها نتیجه این کارگاه‌ها را ببینیم.

 همچنین سید ضیاءالدین شفیعی، دبیر علمی کنگره شعر دفاع مقدس، عنوان کرد:« خوش‌حالم از این که کنگره شعر دفاع مقدس بیرق برافراشته است. تا به امسال کنگره شعر دفاع مقدس 16 خانه را پشت سر گذاشته است. کنگره‌های استانی شعر دفاع مقدس از سال پیش شروع به کار کرده و شاعران بضاعت خود را به میدان‌گاه شعر دفاع مقدس می‌آورند. جدی‌ترین بهانه من برای حضور در کنگره 17 وظیفه‌ای دیر و دور است که به دو دهه پیش برمی‌گردد. من در کنگره شعر دفاع مقدس به شدت پیگیر شنیدن صد ای برادران جوان‌تر و کسانی هستم که امکان شنیدن صدای آنها در همهمه‌ سال‌های گذشته نبود. »

 وی ادامه داد: ما در کنگره 17 مشتاق شنیدن صداهایی هستیم که بی‌تردید بیش از هر چیز برادری‌شان را با شعر دفاع مقدس ثابت کرده‌اند و ما به آنان فرصت بازتاب می‌دهیم. من این یا علی دست جمعی را که از نسل پیشین و حاضر در کنگره 17 اتفاق افتاده را به فال نیک می‌گیرم تا با شایستگی چیزی برای نسل‌های آینده باقی بگذاریم.

 حبیب پیام نیز به عنوان یکی از داوران این جشنواره گفت: شعر دفاع مقدس اورادی مومنانه و شریک غم و شادی رزمندگان اسلام است. اگر قرار است این نوع شعر به عنوان بخشی از اشعار انسانی ثبت و ضبط شود باید از افرادی که اولین گام‌ها را برداشته‌اند تجلیل و قدردانی شود.

 به گزارش خبرنگار ایسنا، در بخش دفاع مقدس این جشنواره محدثه الماسی و مرتضی پارسا  و سیده‌ سادات سلیمه موسوی،وحید کیانی و حمیدرضا اکبری به عنوان نفرات برتر  شناخته شدند.

 عباس آتشی، افرا عسکریان و مرتضی حیدری آل‌کثیر در بخش فلسطین برگزیده شدند.

 در بخش عاشورایی نیز علی مرادی، علیرضا زارعی رضایی، محمود صفارزاده، شهرام فروغی‌مهر، علی‌اکبر لطفی و سیده صدیقه هاشمیان به عنوان شاعران برتر معرفی شدند.

 همچنین از حبیب اله معلمی، محمد شیدای دزفولی، محمد بقالان و حبیب‌اله بهرامی به عنوان شاعران پیشکسوت دفاع مقدس خوزستان با حضور علی‌اصغر وحیدی، معاون سیاسی ـ اجتماعی استانداری خوزستان، قدردانی شد.

 گفتنی است دومین جشنواره شعر دفاع مقدس استان خوزستان در موضوعات دفاع مقدس، شعر عاشورایی و مقاومت فلسطین و لبنان با همکاری گروهی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان، سپاه حضرت ولی‌عصر(عج) خوزستان، مرکز بسیج هنرمندان خوزستان و شهرداری اهواز برگزار شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 18:35  توسط وحید کیانی  | 


از دوستت دارم ها

پلک نزن محبوب من

دنیا مردد می ماند

میان شب وروز.

 

از دوستت دارم ها

شب به شکوه چشمانت

گوش می دهد

به سکوت گسترده ی نگاهت

خوشا به حال شب.


از دوستت دارم ها

فکر کن به وسعت غمگین نگاهم

وشماره کن موهای سپیدم را

برای عاشقی پیر شد ه ام

امابرای دوست داشتنت

هنوز جوان ترینم.

 

از دوستت دارم ها

کفش ها یت را که می پوشی

نزدیکترم می کنی به مرگ.

شهاب الدین ایذه ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 13:8  توسط وحید کیانی  | 

 دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام:

مردمان زاگرس با محوریت قوم لر دیوار بلند دفاع از کیان ایران هستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 17:39  توسط وحید کیانی  | 

اندازه ی تمام آبهای جهان


اشک در چشمان همیشه خیس ات،

حلقه می زند

وقتی که

شیپور مضحکشان

نام بلندت را

این چنین تباه می سازد

خلیج کوچک سرزمین کبیر!

تو پیش از آنکه خلیج باشی

فارس بوده ای!

کنون که این طراران غیر ،

تو را به غیر لقب کرده اند

چه هراس!

که تو پیش از آنکه خلیج باشی ،

پارس بوده ای

خلیج کوچک سرزمین کبیر،

خلیج فارس!

سروش کیانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 17:38  توسط وحید کیانی  | 

10 عنوان کتاب ادبی بزودی در خوزستان منتشر می شوند
اهواز – خبرگزاری ایسکانیوز: 10عنوان کتاب شعر وداستان از آثار هنرمندان پیش کسوت حوزه هنری خوزستان بزودی چاپ و در سراسر کشور منتشر می شوند .
به گزارش روز سه شنبه گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان خوزستان ، مجموعه شعرهای" برسد به دست حمورابی" سروده ی حبیب پیام در100صفحه ، "کودکی ها در شب و سقاخانه"سروده ی قاسم آهنین جان در115 صفحه، "درمحاق عاشقی" سروده ی احمدرضا کیماسی در162صفحه ،"پایتخت جهان" سروده ی مرتضی حیدری آل کثیر در105 صفحه ،"ازکنار این زندگی" سروده ی وحید کیانی ومحدثه الماسی در 70صفحه ، " شنبه تا دوشنبه های زمستانی" سروده ی محمد شریفی در 116 صفحه ، "ماه خسته " سروده ی محمود نازل در 120صفحه ، "فاصله " سروده ی ناهید فرهاد نژاد در 82 صفحه ، " مجید زمانی " سروده ی مجید زمانی در 200صفحه و مجموعه داستان " یکشنبه ها عصر" نوشته ی مسعود عالی محمودی در 150صفحه مجموعه آثاری هستند که درحال حاضر در مرحله ی ویراستاری قراردارند و تا اواسط شهریور ماه چاپ آنها آغاز خواهد شد .بنا براین گزارش ،
واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری خوزستان همچنین شماره 7 فصلنامه داستانی "میرزا " ودومین شماره فصلنامه ی "نقطه " در زمینه ی شعر را بزودی چاپ در سراسر کشور توزیع می کند. /90/120
ن- هویزه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 18:24  توسط وحید کیانی  | 

 

 

سلام ای غربت موعودی من

شبستان گل داوودی من

قبولش کن اگر بشکسته ای دوست

دلم این آخرین موجودی من

میلاد امام زمان عج مبارکباد

وحیدکیانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:2  توسط وحید کیانی  | 

سلام

روز پدر گرامي باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 11:48  توسط وحید کیانی 

شنيدم حال و احوال تو بد نیست

و فرش زیر پایت جز نمد نیست

خداوندا مرا از فقرپر کن

دلم آیین درویشی بلد نیست

وحيد كياني

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 11:39  توسط وحید کیانی  | 

روز مادر مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 19:15  توسط وحید کیانی  | 

تهران:۱۳:۴۲ ,  ۱۳۸۷/۰۳/۲۱ نسخه چاپی    نسخه فقط متنی   دریافت فایل txt    ارسال این خبر به دوستان

یادمان شعر مهرداد در ایذه برگزار شد
اهواز - خبرگزاری مهر: همزمان با فرار رسیدن سالروز قیام خونین 15 خرداد و به منظور بزرگداشت یادوخاطره هنرمند جانباز، شاعر و نویسنده معاصر خوزستانی زنده یاد "مهرداد احمدی" مراسم شب شعری با عنوان یادمان شعر مهرداد در شهرستان ایذه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر در ایذه، معاون طرح و برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم که با حضور جمعی از مسولان شهرستانی، استانی و کشوری، عده ای از هنرمندان و مردم و دانشجویان وعلاقمندان به شعر مهرداد احمدی در تالار سیمرغ شهرستان ایذه برگزار شد به بررسی جایگاه و منزلت هنر پرداخت و گفت: هنر در لغت به معنای فضیلت و نیک نفسی است.

اردشیر صالح پور در ادامه به منزلت قلم و جایگاه هنر قلم زنی اشاره کرد و افزود: تاثیر قلم و قلم زنی در جامعه و ماندگاری فرهنگ وهنر از ارزش والایی برخوردار است.

وی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شاعر و نویسنده برجسته و فقید خوزستانی، زنده یاد احمدی با بیان این مطلب که این شاعر خوزستانی در دو دهه اخیر با دو سلاح متفاوت جنگید، اظهار داشت: زنده یاد احمدی در دهه 60 و در دوران هشت سال دفاع مقدس با اسلحه و پس از آن با سلاح قلم در راه آزادی و آزادگی جنگید و آثار هنری متفاوتی در قالب شعر و قصه و در زمینه دفاع مقدس و جنگ را خلق کرد.

صالح پور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان توانمندیهای هنرمندان و شاعران خوزستانی و تاکید بر توجه بیشتر مسئولان به این قشر خواستار جمع آوری آثار شاعر برجسته خوزستانی زنده یاد احمدی شد و از شهردار ایذه خواست تا یکی از کوچه ای این شهر رابه نام مهرداد احمدی نامگذاری کند.

رئیس انجمن شعر شهرستان ایذه نیز با اشاره به منزلت شعر و شاعر در جامعه گفت: شعر ذوق و هنری است که در وجود هر انسانی نهفته و شکوفایی و پرورش این ذوق و استعداد به سعی و تلاش فرد وابسته است.

وحید کیانی قلعه سردی در ادامه به جایگاه شعر ایذه اشاره کرد و افزود: شعر ایذه در دو حوزه سپید و کلاسیک با قابلیت ها و از برجستگی خاصی در استان و کشور برخوردار است و شاعران این شهرستان در کنگره های شعر و جشنواره های متعدد افتخارات زیادی را برای استان خوزستان به ارمغان آورده اند.

وی با بیان خصوصیات زنده یاد احمدی فروتنی را از بارزترین خصایای اخلاقی ایشان دانست و اظهار داشت: مهرداد احمدی از شاعران سالهای دور انجمن شعر ایذه بود که با فعالیت در زمینه های شعر سپید و قصه نویسی آثار درخشانی از او به جای مانده است .

کیانی قلعه سردی با اشاره به اینکه انجمن شعر ایذه از سال 1374 فعالیت خود را آغاز کرده تعداد اعضای این انجمن را 50 نفر عنوان کرد و مهمترین فعالیتهای آن را برگزاری نشستهای هفتگی، معرفی چهرهای شاخص شعر شهرستان، برگزاری کنگره ها و جشنوارهای شعر و شب شعرهای متعدد دانست.

مهرداد احمدی در سال 1347 در روستای سرصحرا خواجه انور از توابع شهر دهدز متولد شد. وی از جانبازان هنرمند و یادگاران هشت سال دفاع مقدس بود که آثار متعددی را در زمینه شعر و قصه در قالب جنگ و دفاع مقدس خلق کرد.

احمدی در اردیبهشت ماه 87 براثر سانحه تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد و پس از تشیع بر دستان مردم و هنرمندان استان و کشور و خانواده های شهدا و ایثارگران در زادگاهش ایذه به خاک سپرده شد.


امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز است.  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:26  توسط وحید کیانی  |